|
هر کس بخواهد مملکتش آباد شود خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش آباد شود مملکتش خراب می شود
|
بلاخره امتحانامون تموم شدومن تصمیم گرفتم بیام یه شعر خوشگل بنویسم.
من این شعر رو خیلی دوست دارم. بخونیدش حتما..ضرر نمی کنین![]()
آسمان امشب به حالم مویه کن
روح تبدار مرا پاشویه کن
آتش افکند عاشقی بر حاصلم
گریه کن در مجلس ختم دلم
گریه کن ای عشق, روحم تیر خورد
شانه احساس من شمشیر خورد
باید امشب را عزاداری کنم
تا سحر بر نقش دل زاری کنم
چشمم افسون خانه ناز کسی ست
سینه ام آیینه راز کسی ست
باید امشب بشکنم آیینه را
وا کنم این عقده دیرینه را
شوخ چشمی بی شکشبم کرده است
با خودم حتی غریبم کرده است
شوخ چشم است و دلم در چنگ اوست
هرچه هست از چشم پر نیرنگ اوست
او که می گویند پشت خواب هاست
دختر فرمانروای آب هاست
او که خویشاوند نزدیک گل است
شرح احساس ظریف بلبل است
آن بلا, آن درد خوب سینه سوز
از کجا آمد, نمی دانم هنوز ؟!
شاید از اعماق جنگل های راز
شاید از پشت کپرهای نیاز
آمد و بر بام بر بام روحم پر کشید
از سر پرچین قلبم سز کشید
آمد و من پیش پایش گم شرم
از جنون, ورد لب مردم شدم
آمد از دردش پرم کرد و گذشت
بی وفا سیلی خودم کرد و گذشت
شمع بزمش بودم, آبم کرد و رفت
خنده ای کرد و خرابم کرد و رفت
رفت و کوه طاقتم را باد برد
یوسف امید من در چاه مرد
رفت و طاق عشق من آوار شد
هی بخشکی شانس ! اینهم یار شد؟
عاشقان آیینه روح همند
مرحم دل های مجروح همند
عشق هم خوابی آب و آتش است
موج خون در ساحل آرامش است
عشق راه عقل را گل می کند
هرچه با ما می کند دل می کند
آتش شوقی که گم شد در دلم
سر زد از خاکستر سرد دلم
ای دل شوریده مستی می کنی؟
باز هم شبنم پرستی می کنی؟
بعد از این زهر جدایی را بخور
چوب عمری باوفایی را بخور
من که گفتم این بهار افسردنی ست
من که گفتم این پرستو مردنی ست
من که گفتم ای دل بی بندو بار
عشق یعنی رنج, یعنی انتظار
عشق, خونت را دواتت می کند
شاه باشی, عشق ماتت می کند
آه عجب کاری بدستم داد دل
هم شکست و هم شکستم داد دل

در پناه زیباترین![]()